محمد مهدى ملايرى
352
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىگويى ولى من مىترسم به سبب اشتغال خاطرى كه به اين كتاب پيدا كردهام در نماز دچار سهو شوم ؛ پس برخاست نماز به جاى آورد و دوباره به خواندن كتاب پرداخت ؛ آنگاه گفت : بقيهاش كجا است ؟ گفتم : آن را زوبان به من نداد . مأمون گفت : اگر پيمان ريسمانى نبود كه يك سر آن به دست خداوند و يك سر ديگر آن به دست من است اين را از او باز مىستاندم . به خدا حكمت همين است نه گفتهها و سخنپردازيهاى ما . « 1 » اينها مطالبى بود كه دربارهء اين كتاب نوشته شده و چنان كه گفتيم خالى از افسانه نيست ولى در مورد متن عربى اين كتاب كه مسكويه نقل كرده نكتهاى قابل تأمل است ، و آن ارتباط اين متن است با كتاب « استطالة الفهم » منسوب به جاحظ . چنانكه ديديم ، مسكويه در مقدمهء همين متن نوشته كه در جوانى كتابى از ابو عثمان جاحظ به نام « استطالة الفهم » به دست او رسيده بوده كه در آن ذكرى با ستايشى فراوان از كتاب جاويدان خرد شده بوده و او ، يعنى مسكويه پيوسته به دنبال اين كتاب مىگشته تا آن را در نزد موبدان موبد فارس يافته . گرچه از اين مقدمه با ابهامى كه در آن هست نمىتوان ارتباط بين « استطالة الفهم » جاحظ و جاويدان خرد را دريافت ، ولى به نظر ما « استطالة الفهم » كتاب ديگرى جز همين ترجمهء عربى جاويدان خرد نبوده كه جاحظ آن را بازنويس و روايت كرده . و كتابى هم كه مسكويه در نزد موبدان موبد فارس يافته همان كتاب استطالة الفهم جاحظ بوده نه اصل فارسى يا پهلوى آن . زيرا چنان كه ديديم حكايتى را كه مسكويه دربارهء كيفيت پيدايش و ترجمه جاويدان خرد آورده و بدون شك آن را از مقدمه يا خاتمهء آن كتاب گرفته از قول جاحظ نقل كرده « 2 » و در پايان مطالب جاويدان خرد نيز مطلبى را كه بلافاصله از گفته حسن بن سهل نقل كرده آن را هم
--> ( 1 ) . الحكمه الخالده ص 19 - 22 . ( 2 ) . « حكى ابو عثمان الجاحظ قبل هذا الكتاب فى كتابه المستمى « استطاله القهم » فقال : حدّثنى الواقدى قال : قال لى الفضل بن سهل . . . » ( الحكمة الخالده ، ص 19 ) ( در اينجا روايت از قول فضل بن سهل است ولى در اصل روايت همه جا صحبت از حسن بن سهل است و ظاهرا فضل بن سهل در اينجا اشتباه است ) .